تبليغاتX
عاشقانه


عاشقانه

سخته چقدرتنهاباشی؛

کسی به دادت نرسه؛

عکساشوآغوش بگیری؛

اشک توچشات حلقه بشه؛

کاشکی میشد یه بار دیگه توبغلت گریه کنم؛

پاتوبلندکن نفسم چشماموفرش پات کنم؛

ازم بریدی مگه ازم چی دیدی؛

بغض صدامومگه تونشنیدی؛

دارم میخونم بایه دل شکسته ببین دل من هنوزبه پات نشسته؛

ازم بریدی من که برات میمردم آخه کدوم گناهو کردم که پاشو خوردم؛

چشمامو هرشب به یادکی ببندم؟

برام چی مونده به دل خوشیش بخندم؛

برام نمونده اشکی برات بریزم؛نمونده عمری که من به پات بریزم

 

بعد از مرگم بر مزارم بیا


مبادا از گورستان خلوت وحشت کنی

زیرا در آنجا قلب من آرام خفته,


مبادا اشک بریزی زیرا چشمان من همراه با تو اشک خواهد ریخت

هرگاه شمعی را در حال سوختن دیدی مرا به یاد آور


هرگاه ترانه غم انگیزی شنیدی


آنرا به یاد من زمزمه کن زیرا من هر کجا که باشم به یاد تو خواهم بود...

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 21:31 توسط محمد| |


Design By : Night Skin